شاهزاده طلايی

 

 آهسته با من گام برمی داری

و خودت هم نمی دانی

چه شورانگيز به دنيای کوچکم پا گذاشته ای

و سکوت پاييزی اش را

با قدم های استوارت

روی برگ برگ سرخ و زردش 

شکسته ای.

آن طرف را نگاه کن . . .

يک دسته مرغ عشق

به راستی که چه زيبا طنين محبت را می نوازند.

روی تخته سنگی نشسته ای خيره به زلال آب

انوار طلايي خورشيد از لابه لای درختان بلند

چهره ات را نورانی کرده

 ونسيم موهای پريشانت را به بازی گرفته

و شميم آنرا تا دورها برده

اينجا نشسته ای در کنار من

و با سحر نگاه زيبايت

جادويم می کنی

مرا با خود می بری

به جاده رنگين پاييزی ام

 و من همراه با تو

در تاج طلای اين شاهزاده کوچک سفر می کنم

در جستجوی تنهاترين ياقوتش

ثانيه ها را در رويا و ساعتها را در خيال حل می کنم

نگاه کن

تو اينجايي

در باغ پاييزی روياهايم . . .

 2a8ovt2.jpg

/ 59 نظر / 30 بازدید
نمایش نظرات قبلی
متروک

سلااااام. به به ! من که تصميم گرفتم ديگه از امتحان و اين چيزا حرف نزنم. بی‌خيااااال. هر چی شد ٬ شد.

پناهنده عشق

سلام گلم خوبی فدات شم عزیزم بلاگت فوق العاده زیبا شده تو که از من بهتر مینویسی عزیز دلم میدونی چی شده آره من آپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپم زود بیا 150 کن تا آپ بعدی منو ببینی فلان خوشحالم که منو امین نظر هات میدونی به امید روزی بهتر

محمد

سلام به اميد اپ جديد امدم اما خبری نيست بابا دل ما پوسيد اپ کنيد

كودك زمستاني

سلام عزيز دلم... خوبی؟ دلم برات تنگ شده بود... حالا تحقیقت راجع به چی هست؟ کمک می خوای خبرم کن... موفق باشی گلم...

متروک

سلام. اشکالی نداره منم الآن که ساعت ۴ صبحه بيدار شدم که درس بخونم اخه منم درست سر مهم‌ترين امتحانا ٬ مرض نقاشيم اود می‌کنه!!! ببينم شما کار عملی هم دارين؟؟؟!!! اگه الآن بیداری ٬ ... خدا قوت! به روزای بعد از امتحانا فکر کن! فعلا

نسيم

سلام الهام جان... خوبی؟ خانومی من آپيدم...خوشحال ميشم سری به من بزنی...

متروک

سلام. خوبی؟ کجايی بابا؟؟؟ چرا چيزی نمی‌نويسی آخه؟ تصميم گرفته بودم اين دفعه بت گير ندم ٬ ولی ديدم ديگه نمی‌شه من منتظر نوشته‌های جديد هستم...

امير

سلام مهربون خوبيد منوبابت تا خيرم ببخشيد کاری برام پيش اومد که يک مدت ازنت دور بودم.درآخرمن آپم منتظر حضور سبزتون هستم دوستدار شما(باران)